خيلي بده كه از سادگي تو سوئ استفاده كنن
خيلي بده كه از بچگي و خامي تو سوئ استفاده بكنن
خيلي بده از دل رحيم و نازك تو سوئ استفاده كنن
خيلي بده كه نتوني يه حرفهايي رو به هيچكس و هيچ جا بگي و اون حرفا رو دلت انبار شه و از تو يه ادم ديگه بسازه
دل من مثل شيشه است هر كي از راه مياد يه تلنگر بهش ميزنه و ميره و ترك اونو هي بزرگتر ميكنه
هنوز نذاشتم كسي اونو بشكنه چون اگه بشكنه ديگه مثل اول نميشه
ديگه نميتونم عشق كسي رو تو اون جا بدم
همه چي براي من يه دروغه
عشق
دوستي
برادري
وفا
همه وهمه برام مثل يه دروغ خيلي گنده است كه ديگه نميتونم باورشون كنم
تو اين دنيا هيچكس كسي رو به خاطر وجودش دوست نداره هر كسي هم كسي رو دوست داره به خاطر چيز ديگه ايه جز خودش
من هم اومدم شيشه قلبم رو نشكن كردم تا ديگه كسي نتونه بهش لطمه اي وارد كنه
همه اتفاقهاي زندگي ام برام مثل يه خوابه كه نميتونم كنترلش كنم
نميتونم زندگي ام رو اونجوري كه ميخوام جلو ببرم لا اقل يه كمش رو
همين جور روزها ميرن و ميان اما من سر جاي اولمم و اين روزها رو بدون هيچ هدف و تمركزي ميگذرونم
بعضي وقتا حتي يادم نمياد كه غذا چي خوردم
فقط زنده ام ودارم نفس مي كشم و اكسيژن هدر ميدم
انگار بود و نبودم براي كسي مهم نيست
خدايا كاش منو هم ميبردي پيش بابام اون حد اقل منو به خاطر خودم دوست داشت
ديگه از اين ادمكهاي زميني خسته شدم ديگه تحمل ندارم
خدايا فرياد رسم باش