تبليغاتX
تپه های شنی
تپه های شنی با باد جا به جا می شوند ولی صحرا همیشه صحرا می ماند این است افسانه عشق

پدر مهربانترين

پدر عاشقترين

پدر روح زندگي من

    بي تو هيچم پدر

تو اين دنيا به هيچ مردي جز پدرم اعتماد نداشتم هيچ كس رو به اندازه اي كه پدرم رو دوست داشتم دوست نداشتم پدر من يك فرشته بود كه خدا اون رو براي اين روي زمين آورده بود كه به ما درس آدمييت بده. پدرم نمونه يك انسان كامل بود  كه لايق بود بهش بگن اشرف مخلوقات .

اما يه روز گرم تابستون كه پدرم از ما دور بود خدا اون رو برد پيش خودش .

آخه بيشتر ما رو لايق نديد كه باهاش باشيم . الان چند ماه از رفتن بابام پيش خدا مي گذره خيلي دلم براش تنگ شده .انقدر كه هميشه از خدا مي خوام كه منو هم ببره پيش خودش تا بابام رو ببينم.

    شاعر دنيا من اگه بودم

      آغاز شعرم باكلام پدرم بود 

         واي يگه گندم

            پوست تنم بود

              اونكه با دستاش منو مي كاشت

                                              پدرم بود  

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/28ساعت 14:37  توسط باد صحرا  |